خیلی از ایرانیان مقیم دوبی و کلا ایرانیانی که حداقل یک بار تجربه سفر به دوبی را دارند ٬ حتما برای یک بار هم که شده از خود این سوال رو پرسیده اند که اگر انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ اتفاق نمی افتاد ٬ وضغیت دوبی امروز چه جوری بود ؟

دیروز با دیدن پلاک این تاکسی ٬ دوباره این سوال به ذهنم آمد!
من چند روز پیش هوس کردم و از بارفیکس اتاقم آویزون شدم.بنده چون لاغر اندام هستم ٬ میتوانم خوب از بارفیکس استفاده کنم.تعداد زیادی بالا و پایین رفتم و فشار رو توی دستانم احساس کردم.برای اینکه فشار رو فراموش کنم٬ چشمانم را بستم و سعی کردم فکرم رو به یک مساله دیگه متمرکز کنم.با چشمانی بسته و فکری مشغول ٬ از میله بارفیکس بالا و پایین می رفتم.غافل از اینکه ٬ این میله بارفیکس ٬ هر لحظه شل تر میشد و من اصلا حواسم نبود.بالاخره اتفاقی که نباید می افتاد ٬ افتاد! میله کاملا شل شد و بنده محکم به روی زمین خوردم! البته شانس آوردم که با سر به زمین نخوردم!
اولین کاری که کردم این بود که سریع بلند شدم تا مطمئن بشم که حالم خوبه.درد رو احساس میکردم ولی از این درد لذت می بردم.چرا؟ چون فکر میکنم که تا لحظه آخر٬ در مقابل این فکر که دستم رو از میله بارفیکس ول کنم ٬ مقاومت کردم.نمیتونم احساس دقیقم رو از این اتفاق ساده بگم.ولی احساس خیلی خوبی بود.میله بارفیکس رو سفت بستم و تصمیم گرفتم که هر روز این حرکت رو تکرار کنم.استفاده از بارفیکس با چشمانی بسته و فکر کردن به مساله ای بی ربط!
یعنی موقعی که در زندگی از اتفاق افتادن یک مساله ای نگران هستید و امیدی به مقاومت در مورد اتفاق افتادن یک مساله بد ندارید ٬ با فکر کردن و یا حتی سرگرم کردن خود به یک مساله لذت بخش٬ میتونید حتی از سقوط خود لذت ببرید! چون تا لحظه آخر مقاومت کرده اید و همچنین به خاطر عمل کردن به یک مساله لذت بخش٬عمر خود رو تلف نکرده اید.
دفعه دیگه که بارفیکس را کاملا سفت بسته ام ٬ به علت تجربه ٬ امکان اینکه سقوط کنم خیلی کم میشه و در ضمن من با فکر کردن به یک مساله بی ربط ٬ در مقابل درد عضلات دستانم ٬ مقاومت میکنم و اینگونه و در اثر تکرار ٬ هم به خواسته جسمی (مادی) خود میرسم و هم به خواسته فکری(معنوی)!
امیدوارم منظور منو فهمیده باشید...منظور منو متوجه شدید؟
این ودیو واقعا منو تحت تاثیر قرار داد و با وجود اینکه چند بار این ودیو رو نگاه کردم ولی باز از دیدن آن سیر نمیشم.در دنیایی که آدم ها در حال جنگ و کشتن و ...هستند٬ این حیوانات به اصطلاح وحشی هستند که به انسان ها طرز عشق ورزیدن و محبت کردن را یاد میدهند. در طول سال های اخیر و قرن ها زندگی بر روی کره خاکی ٬ ما انسان ها اعمالی را انجام داده ایم که حتی وحشی ترین حیوانات هم این کارها را نکرده اند.من باز هم نمیدانم که چرا ما اشرف مخلوقات هستیم؟
داستان این ودیو ٬ داستان زنی است که یک شیر را زخمی در جنگل پیدا میکند.او شیر را با هر زحمتی که شده به خانه خود می برد و از او مراقبت میکند.بعد از اینکه وضع جسمی شیر کمی بهتر می شود٬ زن با مسئولین یک باغ وحش هماهنگ میکند تا آنها مسئولیت مراقبت از شیر را بر عهده بگیرند.
این ودیو زمانی گرفته شده که زن بعد از مدتی برای دیدن شیر به باغ وحش میرود و...
همه مردمی که در باغ وحش این صحنه را دیدند ٬ اول تصور کردند که شیر قصد حمله به زن را دارد و حتی خود زن هم کمی ترسید ولی بعدا حرکت شیر نه تنها مردم باغ وحش٬ بلکه اکثر مردم دنیا را تحت تاثیر قرار داد.
ـــــــــــــــــــــــــ
مطلب قبلی:
من عادت دارم که به سبک های مختلف موسیقی گوش بدم ولی راستش زیاد از سبک "رپ" خوشم نمیاد و بعضی از خواننده های خاص رو تو این سبک دوست دارم.مثلا از کارهای Eminem همیشه خوشم می اومده. رپ فارسی هم یه چند سالی میشه که متولد شده و در شروع بسیار ضعیف بود و حتی امروز هم آهنگ هایی از این سبک می شنوم که اصلا به نظر بنده قشنگ نیستند و هیچ ارزشی چه از نظر شعر و چه از نظر موسیقی ندارند.ولی سال ۸۶ ٬ یک پدیده در این سبک ٬ در ایران ظهور کرد.خواننده ای که هم روی شعرهاش به حد کافی کار میکنه و هم سعی میکنه موسیقی قابل قبولی رو به شنونده ارائه بده حتی اگر این موسیقی تا حدی الهام گرفته شده از ملودی های غربی باشه.

یاسر ٬ معروف به "یاس" ٬ خواننده رپی بود که منو حسابی تحت تاثیر قافیه های شعراش و صدای گرمش قرار داد. من اون رو با آهنگ "سی دی رو بشکن! " که برای یک هنرپیشه زن ایرانی خونده بود ٬ شناختم.ولی وقتی از او خوشم اومد که آهنگ "هویت من " رو از او شنیدم.این آهنگ جوابی بود برای فیلم "۳۰۰" که خیلی از ما ایرانی ها رو در تمام دنیا ناراحت کرد.در اون روزها٬ ماشینی نبود که من توش بشینم و این آهنگ رو از زبط صوت اون ماشین نشنوم!
خوشبختانه کیفیت کارهای یاس٬ با گذشت زمان٬ در حال پیشرفت و بهتر شدن است. یاس در شعرهاش از کلمات خیلی ساده ای استفاده میکنه ولی این کلمات ساده باعث نمیشوند که معنی بی ارزشی رو به گوش شنونده برسونند. آهنگ مورد علاقه من از یاس به اسم "باید بتونیم " هست که من با فضای این آهنگ به خوبی ارتباط برقرار کردم. فکر میکنم چون همه ما در زندگی مشکلات زیاد مالی و احساسی داریم٬ میتونیم به راحتی با این آهنگ یاس ارتباط برقرار کنیم.

"یاس" از فوت پدرش که هفت سال پیش اتفاق افتاده به عنوان تلخ ترین اتفاق زندگیش یاد میکنه ولی همین اتفاق تلخ٬ انگیزه ای شد برای ورود او به دنیای موسیقی. او در آهنگ هایش هم از این اتفاق بارها یاد کرده است.
بیشتر آهنگ های یاس ٬ آهنگ های اجتماعی هستند و او کمتر به خواندن آهنگ های عاشقانه علاقه دارد.او همچنین آهنگی برای شاعر معروف و محبوب ایرانی ٬ "مولانا رومی" ٬ خوانده است. جالب ترین نکته در مورد او این است که در خارج از ایران و در کشورهای انگلیس ٬ آمریکا و امارات برنامه اجرا کرده است.جالب تر اینکه او اولین خواننده رپ ایرانی است که بعضی از آهنگ های او از طرف وزارت ارشاد تایید شده اند و مجوز گرفته اند. همچنین شبکه آمریکایی CNN ٬ با او مصاحبه ای انجام داده است که برای طرفداران او ٬ این اتفاق واقعا جالب است.
بهترین آهنگ های یاس برای دانلود:
*دانلود همه آهنگ های یاس در اینجا
* * * * *
موزیک ودیوی یاس برای آهنگ "بذارین بکشمش"
* * * * *
واقعا ایرانیان مقیم دوبی و ایرانیانی که در نوروز به دوبی سفر میکنند ٬ نقش اساسی در شناساندن نوروز به ملیت های مختلف دارند. دوبی ٬ امسال یکی از شلوغ ترین نوروز های خود را دید. با وجود اینکه برای خیلی از ایرانی ها ویزا صادر نشد ٬ ولی باز هم چندین هزار ایرانی ٬ در دوبی تعطیلات خود را گذراندند. در واقعا همان طور که لاس وگاس برای آمرکایی ها مکانی مناسب برای گذراندن تعطیلات هست ٬ دوبی هم شهر مورد علاقه ایرانی ها برای تعطیلات چند روزه است.دوبی را میتوان لاس وگاس ایرانی ها بدونیم.منتهی لاس وگاسی خارج از ایران !
ولی نوروز امسال چند اتفاق ویژه و فراتر از خطوط قرمز کشور امارات به وقوع پیوست و جالب اینکه همه این اتفاق ها به نوعی به موسیقی و کلا کنسرت های موسیقی ارتباط دارند.
اولی در کنسرت داریوش اتفاق افتاد.برای اولین بار در طول تاریخ کنسرت های ایرانی در دوبی ٬ وقتی داریوش آهنگ "وطن" را اجرا میکرد ٬ ناگهان پرچم شیر و خورشید ایران به روی صفحه نمایش بزرگ سالن نقش بست و باعث به وجود آمدن هیجان زیاد برای تماشاچیان شد.اتفاقی که هرگز نیفتاده بود و بعید هم هست که دوباره تکرار شود.چون سفارت جمهوری اسلامی در همه کشورهای عربی ٬ با قدرت بسیار زیاد ٬ حرکت هایی از این دست را کنترل کرده است و این اتفاق کمی استثنایی بود.

دومی ولی از اولی خیلی بزرگ تر و جنجالی تر هست. "هنگامه" خواننده تازه مشهور شده ایرانی ٬ آهنگ معروف "خلیج فارس" را در شبی که "ابراهیم حامدی (ابی)" هم بعد از او باید به اجرای برنامه می پرداخت ٬ اجرا کرد. وقتی او اسم خلیج فارس را آورد ٬ همه سالن به وجد آمدند. ابی بعد از اجرای او و البته "شادمهر عقیلی" به روی صحنه آمد و مردم بارها از او خواستند که آهنگ خلیج فارس را بخواند ولی او این آهنگ را اجرا نکرد. از طرفی دیگر به احتمال زیاد ٬ هنگامه هیچ وقت نخواهد توانست که دوباره در دوبی به اجرای برنامه بپردازد و البته تا مدت ها نمیتواند به دوبی سفر کند!
سومی هم کنسرت گوگوش بود.با وجود اینکه که او در دو سال گذشته بر علیه شهر دوبی و مقامات این کشور مصاحبه کرده بود٬ ولی توانست که در این شهر دوباره برنامه اجرا کند.قیمت بلیط او جزو گران ترین بلیط های کنسرت های سالهای گذشته در دوبی می باشد. او قبلا گفته بود" اگر بگذراند آهنگ خلیج فارس را اجرا کنم و پرچم شیر و خورشید را به دستم بگیرم ٬ به دوبی خواهم آمد و برنامه اجرا خواهم کرد".این در حالی است که او به دوبی آمد و هیچ کدوم از این کارها رو هم نکرد.(البته تا جایی که من اطلاع دارم!).
* این روزها خیلی سرم شلوغه.درس و بعدش کار٬کار٬کار ....کار! به خاطر همین حتی نتونستم یک خط در این یک ماه گذشته بنویسم.سال جدید رو به همه تبریک عرض میکنم و امیدوارم همگی سال خوبی داشته باشید.من عمیقا این "۷" سال جدید رو به فال نیک می گیریم و مطمئن هستم که سال خوبی رو خواهیم داشت یا حداقل از سال های پیش بهتر خواهد بود حتی اگر شرایط سیاسی و اجتماعی کشورمون این پیش بینی من رو بی معنا نشون بده.
* این روزها خوب یاد گرفتم که فقط باید به امروز فکر کنم.پس از همین روز اول سال جدید ٬ بیایید به امروز فکر کنیم تا فردا رو از دست ندیم.گذشته بد خیلی وقته که گذشته و خاطرات خوب رو همیشه به یاد بیاریم.
از خودم خیلی وقت ها این سوال رو میپرسم که دلیل ماندگاری بعضی از آثار موسیقی چیست؟ شعر ؟ ملودی ؟ تنظیم ؟ نیاز جامعه به یک مدل سبک و یا آهنگ خاص در یک دوره تاریخی خاص ؟ یا همه این موارد در کنار یکدیگر؟
گروهی به اسم OutLandish ٬ آهنگی به اسم عایشه را بازخوانی کرد. همین اجرای مجدد این گروه باعث شد که من به این فکر فرو برم که چرا این آهنگ ماندگار شده است و چرا به چندین زبان از جمله عربی ٬ فرانسوی ٬ ترکی ٬ هندی ٬ فارسی ٬ یونانی ٬ انگلیسی و ... اجرا شده است؟
* * * * *
عایشه نام دختر زیباروی عربی است که مثل خیلی از دختران زیبارو ٬ عاشقانی دارد. یکی از عاشقان او به این دختر جوان پیشنهاد ازدواج می دهد و به او قول جواهرات گران قیمت ٬ مرواریدهای گوناگون ٬ شعرهای عاشقانه و...را میدهد. ولی دختر در جواب وعده های خیال پردازانه و واقع گرایانه مرد ٬ این جواب را میدهد :
این گنج ها را محافظت کن
من ارزشم بیشتر از همه این هاست
قفس همیشه قفس است حتی اگر از طلا ساخته شده باشد
من همان حقوقی را میخواهم که تو هم دارا هستی
و احترام برای هر روز...
من هیچ چیز نمیخواهم به جز عشق
* * * * *
شعر و ملودی این ترانه توسط "خالد" که یک خواننده الجزایری است ( این خواننده با یک خواننده جوان ایرانی هم یک آهنگ به صورت مشترک خوانده است) ٬ نوشته شده است. تا امروز خواننده ها و گروه های بسیاری از جمله Penn Masala ٬ Kassav ٬ Africando ٬ OutLandish و ...این آهنگ را اجرا کرده اند. "خالد" این آهنگ را به دو زبان عربی و فرانسوی اجرا کرده است.
پشت هر ترانه ٬ داستانی وجود دارد و شاید "خالد" هیچ وقت فکر نمیکرد که داستان این ترانه تا این حد بتواند او را تا حد یک خواننده بین المللی بالا ببرد. آیا داستان عاشقانه این شعر ٬این آهنگ را مطرح کرد یا کلمات کلیدی به کار رفته در شعر ؟ یا ملودی ساده ولی با احساس که روی شعر نوشته شده است ؟ یا احساس شرقی که بعضی وقت ها فرهنگ غرب را به فکر در مورد شرق دعوت میکند؟
* * * * *
* آهنگ را با اجرای "خالد" از اینجا دانلود کنید. (وقتی صفحه باز میشود ٬ چند لحظه صبر کنید و در وسط صفحه روی Download file کلید کنید).
* ودیوی "عایشه" با اجرای "خالد" را از اینجا تماشا کنید.
چندین بار این داستان رو خوندم ...
روز روزگاری ٬ پرنده ای دارای یک جفت بال زیبا و پرهای درخشان٬رنگارنگ و عالی و در یک کلام٬حیوانی بود مستقل و آماده برای پرواز با آزادی کامل.هرکس آن را در حال پرواز میدید٬خوشحال می شد.روزی زنی چشمش به پرنده افتاد و عاشقش شد.در حالی که دهانش از شگفتی باز مانده بود ٬با قلبی که تپش تند داشت و با چشمانی درخشان از شدت هیجان به پرواز حیوان می نگریست.پرنده به زمین نشست و از زن دعوت کرد که با هم پرواز کنند...و زن پذیرفت...هر دو با هماهنگی کامل به پرواز در آمدند...زن٬پرنده را تحسین میکرد٬ارج می نهاد و می پرستید..ولی در عین حال٬ می ترسید.می اندیشید مبادا پرنده بخواهد به کوهستان های دور دست برود.ترسید مبادا پرنده به سراغ سایر پرندگان برود و یا بخواهد در سقفی بلند تر به پرواز در آید...زن احساس حسادت کرد...حسادت به توانایی پرنده در پرواز..و احساس تنهایی کرد...
اندیشید:"برایش تله میگذارم.این بار که پرنده بیایید٬دیگر اجازه نمیدهم برود".پرنده هم که عاشق شده بود٬روز بعد بازگشت٬به دام افتاد و در قفس زندانی شد.زن هر روز به پرنده می نگریست.همه هیجاناش در آن قفس بود.آن را به دوستانش نشان می داد و آنها به او میگفتند: "تو هم چیز داری!...
ناگهان دگرگونی غریبی به وقوع پیوست.پرنده کاملا در اختیار زن بود و دیگر انگیزه ای برای تصرف آن وجود نداشت.بنابراین علاقه او به حیوان٬به تدریج از بین رفت.پرنده نیز بدون پرواز کردن٬زندگی بیهوده ای را میگذراند و در نتیجه به تدریج تحلیل رفت٬درخشش پرهایش محو شد٬به زشتی گرایید و دیگر جز در هنگام غذا خوردن و تمیز کردن قفس ٬ کسی به آن توجهی نمی کرد.
سرانجام روزی پرنده مرد.زن دچار انده فراوانی شد و همواره به آن حیوان می اندیشید٬ولی هرگز قفس را به یاد نمی آورد.تنها روزی در خاطرش مانده بود که برای نخستین بار پرنده را خوشحال در میان ابرها و در حال پرواز کردن دیده بود.
اگر زن اندکی دقت میکرد٬به خوبی متوجه می شد آنچه او را به آن پرنده دلبسته کرد و برایش هیجان به ارمغان آورد٬آزادی آن حیوان و انرژی بال هایش در حال حرکت بود٬نه جسم ساکنش.
زندگی برای زن بدون حضور پرنده٬مفهوم و ارزشی نداشت و سرانجام روزی مرگ زنگ خانه او را به صدا در آورد.از مرگ پرسید:
ـــ چرا به سراغ من آمده ای؟
مرگ پاسخ داد:
ـــ برای اینکه دوباره بتوانی با پرنده در آسمان پرواز کنی.اگر اجازه می دادی به آزادی برود و باز گردد٬هنوز هم میتوانستی به تحسین و عشق ورزیدن ادامه بدهی.حالا برای پیدا کردن و ملاقات با آن پرنده٬ به من نیاز داری...
* از کتاب "یازده دقیقه" اثر استاد "پائولو کوئلیو"
یادتون هست چند وقت پیش یک نظرسنجی در مورد موسیقی داشتیم؟.خب با تاخیر بسیار زیاد ٬ این جواب نظرسنجی وبلاگ من می باشد.البته از قبل انتظار داشتم که خیلی از این آهنگ ها در این جایگاه قرار بگیرند.این بیست آهنگ از بین اون آهنگ ها ٬ به عنوان خاطره انگیز ترین آهنگ های تاریخ موسیقی (بیشتر پاپ) انتخاب شده اند.انتخابی که شما کردید.
۱. سلطان قلب ها / عارف / ۳۲۳ رای
۲.الهه ناز / بنان / ۲۹۴ رای
۳.یار دبستانی / جمشید جم / ۲۶۴ رای
۴.مرا ببوس / گلنراقی / ۲۵۳ رای
۵.مرغ سحر /قمر الملوک وزیری / ۲۴۴ رای
۶.جان مریم/ محمد نوری / ۲۳۳ رای
۷. گل گلدون / سیمین / ۲۱۰ رای
۸.اگه یه روز / فرامرز اصلانی / ۲۰۶ رای
۹.تو ای پری کجایی؟ / حسین قوامی / ۱۹۷ رای
۱۰.یاور همیشه مومن / داریوش / ۱۷۹ رای
۱۱.بردی از یادم / ویگن و دلکش / ۱۷۴ رای
۱۲.گنجشکک اشی مشی/ فرهاد / ۱۶۴ رای
۱۳.گل یخ / کوروش یغمایی / ۱۶۰ رای
۱۴.غریب آشنا / گوگوش / ۱۵۸ رای
۱۵.یه شب مهتاب / فرهاد / ۱۵۶ رای
۱۶.دل دیوانه / ویگن / ۱۴۲ رای
۱۷.نیاز / فریدون فروغی / ۱۳۷ رای
۱۸.گل سنگ / هایده / ۱۳۴ رای
۱۹.بوی جوی مولیان / بنان و مرضیه / ۱۲۹ رای
۲۰.عاشقم من / دلکش / ۱۲۸ رای
۲۰+۱ : چشم من / داریوش / ۱۲۸ رای
۲۰+۲: باور کن / گوگوش / ۱۲۶ رای
۲۰+۳ : بگذر ز من / عارف / ۱۱۶ رای
۲۰+۴ : فریاد زیر آب / داریوش / ۱۱۱ رای
۲۰+۵:ساقی / هایده / ۱۱۰ رای
* من از همه خوانندگان عزیز وبلاگم که وقت ٬ فکر و حافظه خود را در این نظرسنجی گذاشتند ٬ تشکر میکنم و صرفا این نظرسنجی به خاطر کنجکاوی خودم در مورد تاریخ موسیقی کشورمان بود.
* * * * *
* بنده خیلی زیاد موزیک گوش میدم!شاید روزی ۸ ساعت! نکته ای که برای دیگران در مورد من جالبه ٬ اینه که ٬ من به موزیک کشورهای مختلف گوش میدم.موزیک هایی از شاخ آفریقا تا آمریکای جنوبی.از یونان تا کشورهای آسیای شرقی.از عربی و ترکی تا روسی و...(البته موزیک ایرانی که جای خود دارد چه سنتی و چه پاپ.البته سنتی خیلی کم تر!).
به مدتی طولانی ٬ من به موزیکی گوش میدادم که نمیدونستم برای کدوم کشوره.خلاصه چند روز پیش به طور اتفاقی ودیویی را در "YouTube" پیدا کردم که فهمیدم ودیوی همان موزیکی است که من مدتی دارم بهش گوش میدم.زیر اون یک وب سایت بود که بهش مراجعه کردم و اون سایت متلعق به چند تا از جوونای کشور "آلبانی" بود.حالا نمیدونم این زبانی که در این آهنگ استفاده شده واسه کشور آلبانی هست یا نه؟ خلاصه از این آهنگ خوشم اومده مخصوصا بعد از اینکه خوانندش رو دیدم (چشمک).نمیدنم شاید هم بازخوانی یک آهنگ معروف باشه که توسط این خواننده انجام شده.کاری که خواننده های ما کم انجام نمی دهند! در هر صورت من از اصل ملودی خیلی خوشم اومده مخصوصا اون پارتی که ویالون همراهی میکنه! (تقریبا وسطای آهنگ).
راستی اینم یادم رفت بگم که دوستان همیشه از سلیقه من در موزیک تعجب میکنند.به قول خودشون میگن "تو که آهنگ های بزرگترین خواننده های دنیا رو گوش میدی٬این آهنگ ها دیگه چی هستن ؟ " منم جوابی ندام بدم جز اینکه موسیقی یک سلیقه هست و البته این سلیقه به نظر من به محیطی که شما در اون رشد پیدا کردید هم ارتباط پیدا میکند.آهنگ های معروف با خواننده های بزرگ معروف هستند ولی خیلی از آهنگ ها هم هستند که قشنگ هستند و با سلیقه من هم همخوانی دارند ولی معروف نشدند و من باید کشفشون کنم! ضمن اینکه من از گوش دادن به زبان های نا آشنا لذت می برم.
* * * * *
مطلب قبلی :
جورج بوش امروز برابر با یکشنبه ۲۳ دی ماه وارد شهر "ابوظبی" امارات شد.این در حالی است که تدابیر امنیتی شدیدی در این شهر و کلا همه شهرهای کشور امارات در نظر گرفته شده است.جورج بوش امروز در مجلل ترین و زیباترین هتل کشور امارات به نام امارات پالاس ( کاخ امارات ) سخنرانی کرد و همان جوری که پیش بینی میشد اکثر حرف های او مربوط به ایران و ایرانیان بود.او طبق معمول از خطر ایران و حمایت دولت ایران از گروه های تروریستی خاورمیانه صحبت میکرد.او ایران را تهدیدی برای صلح جهانی دانست.او همچنین از کشورهای عربی و همچنین امارات خواست که در مقابل تهدید ایران با ایالات متحده آمریکا متحد شوند.

اما شایعه ای که شنیده می شود این است که امشب (یکشنبه شب)٬ بوش با جمعی از ایرانیان مقیم امارات٬ گفتگو خواهد داشت و این خبر در اینجا و آنجا هم بازتاب داشته است.بوش فردا صبح به "دوبی" می آید و با شیخ محمد هم دیداری خواهد داشت.مطمئن باشید که فردا هم ٬ در مورد ایران٬ زیاد صحبت خواهد شد.دوبی٬شهری مهم برای جمهوری اسلامی است که آمریکا با فشار بر دولت امارات ٬سعی در کم کردن نفوذ جمهوری اسلامی دارد.
وضعیت امنیتی شهر دوبی هم خیلی فوق العاده و کم نظیر به نظر میرسد.اکثر خیابان های منتهی به سفارت خانه ها و کنسولگری های کشورهای اروپایی و آمریکایی بسته شده است و تحت شدیدترین تدابیر امنیتی قرار دارد.

نکته فوق العاده جالب که برای من و خیلی های دیگه غیر قابل پیش بینی نبود٬ این است که دولت امارات از طریق تلویزیون "دوبی ۱ "از طریق زیر نویس ٬ فردا را برای همه بخش های خصوصی و دولتی ٬ تعطیل رسمی اعلام کرد و دلیل آن را بسته بودن خیلی از پل ها و خیابان ها ٬ اعلام کرد.بدین ترتیب از فشار ترافیک به شدت کم خواهد شد و کنترل شهر برای پلیس و نیروهای امنیتی راحت تر خواهد بود.

ماشین هایی که بوش را برای مهمانی ضیافت شام ٬ به صحرا ٬ هدایت میکنند.این مهمانی توسط شیخ ابوظبی تدارک دیده شده بود!
این مجله های خانوادگی در ایران هم برای خودشوون داستانی دارند! اولا به نظر من همه مجلات محتوای مشترکی دارند.از فال و آشپزی بگیرید تا صفحات مربوط به خواننده ها و البته هنرپیشگان هالیوودی ٬ بالیوودی و وطنی.البته بنده به خاطر علاقه ام به صفحات روانشناسی ٬ هیچ وقت صفحات مربوط به روانشناسی را از دست نمیدهم!
داشتم مجله صبح زندگی را ورق میزدم که به صفحه ای با عنوان پرسش روانشناسی از شما ٬ پاسخ از ما رسیدم.این صفحه تحت نظارت آقایی به نام دکتر امیر سخاوتی اداره میشود.یکی از سوالات و البته جواب آن ٬ توجه من رو به شدت جلب کرد. دقیقا عین مطلب را برای شما مینویسم و فقط جملات داخل پرانتز متعلق به بنده هست.
سوال : من پسری بودم سر به زیر و ساکت.نمازم سر وقت بود و یک روز نبود که با نام امام حسین(ع) شروع نکنم.تمام اهل محل مرا دوست دارند فقط به خاطر اینکه بچه ای ساکت مومن و به قول خودشان هیاتی هستم و مثبت.تا به حال نشده بود که به روی دختری نگاه کنم یا خدایی نکرده حرفی بزنم.کلا از این کارها خوشم نمی آید.راستش را بخواهی چند وقته از نماز و مسجد و هیات دیگر خبری نیست.به کل از اسلام و روحیه اسلامی خودم دور شدم.سوال میکنید چرا؟ چند وقتی از بخت بد من یکبار در زندگیم اشتباه کردم و به روی او نگاه کردم! آنچه که نباید می شد اما شد.دختری زیبا در همسایگی پدربزرگم زندگی میکند و با یک نگاه عاشقش شدم! متاسفانه با این اشتباه (پسر جان از کدام اشتباه صحبت میکنی؟عاشق شدن؟ یا نگاه کردن به صورت یک دختر زیبا؟) از نماز وهیات و حوصله و آن همه خوشرویی دیگر خبری نیست.شاید بخواهید بگویید او را رها کنم اما چندین بار این کار را کردم اما اگر فقط دو یا سه روز او را نبینم ٬ آسمان برایم تنگ می شود.تو را به خدا کمکم کنید.
حالا جواب کارشناس یا همان روانشناس را بشنوید!
جواب : با این اوصاف خوب و پسندیده ای که در شما هست و خودت را به آنها متصف می دانی و دیگران را هم بر آن شاهد میگیری٬ واقعا بعید است که در دام چنین اشتباهی بی افتی! (آقای روانشناس این عبارت "بعید است " از شما که روان شناس هستید بعید است! چرا از یک جوان که انسان هست و جایز الخطا ٬ شما انتظار خطا ندارید؟ تازه او مرتکب چه خطایی شده است؟) به دور از همه دغدغه های زندگی٬ بنشین و یک سوال از خودت بپرس.ببین حالا که در این سن و سال ٬ خداوند این توفیق را بهت داده تا عاشق امام حسین(ع) ٬ نماز و هیات باشی٬ چرا باید با یک نگاه گناه آلود که تیری است از جانب شیطان به فساد بی افتی ؟ ( فساد ؟ شما از کدام فساد صحبت میکنید؟ نگاه یک جوون ساده و پاک دل به یک دختر هم سن و سال خودش ٬ فساد است ؟ ببخشید خود شما وقتی میخواستید ازدواج کنید به همسرتان نگاه نکردید؟). تمام عبادات و اعمال خوبت را فراموش کنی و لحظه های پاک زندگیت و دوران جوانی ات را با افکار هرزه و بی اعتبار ناپاک کنی؟ ( افکار هرزه ؟ ) باور کن این راهی که پیش گرفته ای پایانی جز غم و اندوه و تاریکی نخواهد داشت! پس با توکل به خداوند و توسل به ائمه اطهار (ع) و با عشق به آقا ابا عبدالله حیسن از این عشق های مجازی دوری کن و از خداوند بخواه که بتوانی نجابت خود را حفظ کنی و الگویی باشی برای آنان که نمیدانند و یا فراموش کرده اند که هرچه دارند از ائمه اطهار (ع) است و با این گناه و فساد ( کدام گناه و کدام فساد؟) ٬ خون پاک شهدای کربلا را لگد مال می کنند!!!( ببین نگاه یک پسر جوان ٬ چه جوری خون پاک شهدای کربلا را لگد مال میکند!) و جز ننگ دنیا و عذاب آخرت چیزی را در بر نخواهد داشت! پس یا حسین بگو و در راه آقا امام حیسن قدم بر دار!
مجله صبح زندگی / شماره ۶۷ / صفحه ۲۶
* * * * *
آقای روان شناس ٬ شما با این جواب مطمئن باشید قلب یک پسر جوان ساده دل و مذهبی را شکستید.شما به عنوان یک کارشناس که در یک مجله فرهنگی-هنری کار میکنید٬ رسما یک خط قرمز روی عاشق شدن کشیدید.چیزی که جوان های امروزی کمتر دیگه دنبالش هستند! شما عاشق شدن و یک نگاه ساده و یا حتی از روی هوس به یک دختر را٬ معادل پایمال کردن خون شهدای کربلا دانستید! واقعا هر آدمی با انجام هر گناهی٬ خون شهدای کربلا را لگدمال میکند؟ این جواب شما مطمئنا یک جوان مذهبی را به جمع چندین میلیون نفر جوان غیر مذهبی و یا ضد مذهبی سوق داد.چون او هم مثل خیلی های دیگر مذهب را ضد زیبایی ٬ عشق ٬ احساس و... می داند.
اگر مشکلات روان شناسی دارید ٬ حتما سوالات خود را از این روان شناس با شعور و با فهم بپرسید البته اگر علاقه ای به شنیدن جواب کارشناسانه دارید!
آدرس ایمیل : amir@drsekhavati.com دکتر امیر سخاوتی
همه چیز از اسم یک خیابان آغاز شد...
جمال عبدالناصر٬ اسم یک خیابان معروف و شلوغ در دوبی می باشد.خیابانی که در آن فروشگاه معروف "دی تو دی" قرار دارد و چندین و چند مغازه لباس فروشی و لوازم صوتی و تصویری باعث شده اند که یکی از شلوغ ترین خیابان های دوبی باشد.من نمیخوام راجع به این خیابون حرف بزنم ولی باید اعتراف کنم که اسم این خیابون باعث شد که من برم به دنبال اینکه جمال عبدالناصر کیست!؟
* * * * *
جمال عبدالناصر کیست؟
جمال عبدالناصر (۱۹۱۸-۱۹۷۰) به مدت شانزده سال رهبر کشور مصر بوده است.از او به عنوان یکی از محبوب ترین رهبران عرب نامبرده میشود و محبوبیت او تنها به یک دلیل است.او به دلیل روحیه ناسیونالیستی خود٬ توانست موجی از اتحاد را بین مردم کشورهای عربی برای مقابله با اسرایئل ایجاد کند.در واقع او بنیانگذار نهضت "پان عربیسم" بوده است.( پان عربیسم حرکتیست که برای اتحاد عربها فارغ از باورهای دینی آنان تلاش میکند و شبیه ملیگرایی عربیست).نهضتی که در دهه ۱۹۵۰ طرفداران بسیاری داشت و تا امروز هم طرفداران خود را دارد.

* * * * *
جنگ شش روزه
از مهمترین کارهای سیاسی او میتوان به "جنگ شش روزه" اشاره کرد.جنگی بین اسرائیل و چهار کشور عربی مصر٬اردن٬سوریه و عراق. در این جنگ نیروهای مصری به رهبری جمال ٬ در صحرای "سینا" مستقر شدند.نیروهای مصری با بستن تنگه "تیران" ٬ اقتصاد اسرائیل را دچار مشکل کردند چون در واقع بستن این تنگه باعث شد که کشتی های اسرائیلی نتوانند به "بندر ایلات" رفت و آمد داشته باشند.بندر ایلات رگه حیاتی اقتصاد کشور تازه تاسیس اسرائیل در آن دوران بود.
اسرائیل در جنگ یک شکست خورده واقعی بود تا اینکه از آنسوی اسرائیل با دریافت اطلاعاتی حیاتی به وسیله عوامل اطلاعاتی خود در مصر پی برد که ارتش مصر بیش از چهارصد هواپیمای جنگنده خود را در نقطه ای جمع کرده است تا صبح روز بعد صفوف ارتش اسرائیل را شدیدا در هم بکوبد. ژنرالهای اسرائیلی که کار کشور تازه تاسیس خود را با بلند شدن هواپیماهای مصری تقریبا تمام شده میدیدند تصمیم به زدن شبانه تمام جنگنده های مصری قبل از بلند شدن یکباره آنها بر روی اسرائیل کردند و نیروی هوایی ارتش اسرائیل با فرستادن تمام ۲۰۰ هواپیمای جنگندهٔ فعال خود، بیش از ۳۰۰ هواپیمای مصری را بر روی زمین از بین برد.

با این حرکت اسرائیل توانست مصر را شکست دهد و توانست نوار غزه، صحرای سینا، کنارهٔ باختری رود اردن (شامل اورشلیم شرقی) و بلندیهای جولان را تصرف کند.به این ترتیب مساحت اسرائیل ۳ برابر بزرگتر شد! و حدود یک میلیون عرب به زیر نفوذ اسرائیل در آمدند.
ولی حتی با این شکست محبوبیت جمال عبدالناصر کم نشد.او در دهه ۱۹۷۰ فوت کرد و ۹ سال بعد یعنی در سال ۱۹۷۹ پیمان نامه صلح بین دو کشور مصر و اسرائیل امضا شد!
* * * * *
جمال عبدالناصر و خلیج فارس
اگرچه جمال عبدالناصر ٬ محبوب مردم کشورهای مختلف عربی می باشد تا جایی که در دوبی ٬ اسم یکی از شلوغ ترین خیابان های این شهر را به نام او میگذارند٬ ولی مطمئنا در بین ایرانی ها نامی منفور خواهد ماند. او اولین رهبر یک کشور عربی بود که برای اولین بار این جسارت را کرد که اسم خلیج فارس را تحریف کند و به نام خلیج ع ر ب ی بخواند.او همچنین دستور داد تا در تمامی مدارس و دانشگاه ها و ادارات دولتی و ...از عنوان خلیج ع ر ب ی استفاده کنند و نقشه هایی با این نام را منتشر کرد! به تبعیت از او ٬ خیلی از رهبران کشورهای عربی راه او را ادامه داده اند و این داستان تا امروز ادامه پیدا کرده است!
* * * * *
منابع : ویکی پدیا ٬ سایت جمال عبدالناصر ٬ بی بی سی
الان درست ساعت ۴:۴۵ دقیقه صبح به وقت کشور امارات است.یه دفعه از خواب پریدم و خوابم نبرد و تصمیم گرفتم که کمی وبگردی کنم.در لینک های مختلف در حال گشت و گذار بودم که یه دفعه رسیدم به یک وبلاگ قدیمی.وبلاگی که نزدیک چهار ماه بود که به روز نشده بود.به آرشیو وبلاگ نگاهی انداختم.بعله! بخشی از من در بین نوشته ها بود.بخشی از خود من که هیچ کس در دنیای واقعی فکر نمیکنه که من واقعی من٬ میتونه در دنیای مجازی بدین گونه باشه.من دچار دو گانگی نشدم! و اصولا چند بعدی بودن رو دوست دارم! ولی من دیگه خیلی آدم چند بعدی ای هستم که یه کمی برای خودم داره ترسناک میشه!
در این چند ماه اتفاقات زیادی برام افتاد.از یک کنسرت راک که من به عنوان نوازنده گیتار برقی در آن حضور داشتم تا فوت مرحوم پدربزرگم! از دیدار با پائولو کوئلیو نوسینده معروف برزیلی که من نوشته هایش را می پرستم تا ترجمه کتاب دنیای مذاهب که نیمه کاره ولش کردم! چون حدود یک ماه همه درس های دانشگاهیم رو افتادم! و بدترین خبر اینکه هنوز اجازه ورود به کشورم را ندارم و قانون های جدید هم فقط در حد حرف و شایعه بود! ناراحت شدم! ولی فقط چند دقیقه بود! پشت این نرفتن من حکمتی هست!
بزرگترین فرقی که نسبت به چهار ماه پیش کردم اینه که مسائل را آسون تر میگیرم (TAKE IT EASY).از اتفاقات بد کمتر ناراحت میشم و ... دوست دارم گریه کنم ولی نمیتونم! ناراحت نیستم ولی دوست دارم گریه کنم!
میدونی! من قبلا سعی داشتم از بزرگترین مسائل جهان و کشورم ٬ گریزی به زندگی شخصی خود بزنم ولی از امروز از زندگی شخصی به مسائل خارج از زندگی خصوصی ام پرواز خواهم کرد. دلم برای همه شما تنگ شده بود ولی به نبودنتان در زندگی عادت کرده بودم همان طور که شما به نبودن من عادت کرده بودید ولی این عادت های بد را باید ترک کنیم ...همه با هم!
* * * * *
این بلاگرولینگ چه مرگشه؟؟؟
معمولا وقتی خودم می بینم که وبلاگی که دوست دارم به روز نمیشه ٬ کمی ناراحت میشوم و حتی از دست نویسنده اون وبلاگ کمی عصبانی میشم!
در این چند هفته گذشته و مخصوصا در این یک هفته گذشته ٬ با وجود داشتن کمی وقت آزاد ٬ هیچ رغبتی برای نوشتن در اینجا ندارم.متاسفانه انقدر فکرم به خاطر اتفاقات واقعی زندگیم مشغوله که نمیتوانم در مورد موضوعی تمرکز کنم و مطلبی بنویسم.سوژه های خوبی هم در ذهن دارم ولی بارها در این یک هفته گذشته نوشتم و پاک کردم!قبلا مشکلات دنیای واقعی ۹۹ درصد ذهن من رو اشغال کرده بود و یک درصد آن را میتوانستم به این وبلاگ اختصاص دهم ولی الان واقعا جای آزادی در ذهنم ندارم که بتونم به این وبلاگ اختصاص بدهم.
این پست به این دلیل صورت گرفت که از همه خوانندگان محترمی که به وبلاگم اومدند و مطلب جدیدی را در صفحه ندیدند ٬ معذرت خواهی کنم.همچنین دوست دارم برای مدتی استراحت کنم و در اینجا مطلبی ننویسم.مطمئنا این وبلاگ تعطیل نشده و فقط چند روزی نویسنده آن احتیاج به استراحت داره تا بتونه مثل ماه های گذشته ٬ حداقل چند پست در هفته داشته باشه.
* یک اعتراف هم میخواهم بکنم! از اینکه در این وبلاگ اسم کامل خود را نمینویسم (یعنی اسم فامیل را تا حالا ذکر نکردم) احساس ناراحتی میکنم ولی منطق میگه که بهتره همین جوری ادامه بدم.این مساله از همان روز اول تو دلم مونده بود٬ گفتم که الان بگم!
* نظرسنجی در مورد موسیقی.
فیلم ۳۰۰ فقط یک شروع بود.یک شروع دوباره٬که مدت ها بود تمام شده بود.فیلم ۳۰۰ یک فیلم حرفه ای نبود.فیلمی که بی سر و ته بودن آن ٬ باعث میشد که مردم فیلم را نیمه تمام رها کنند و به بیرون سینما بی آیند.فیلمی که خیلی سریع ساخته شده بود و خیلی از استانداردهای سینمای بین الملل را رعایت نکرده بود.در هر صورت این فیلم به خاطر ظاهر "جوان پسند" و تبلیغات فراوانش٬ جزو فیلم های پرفروش بود و تا چند هفته در مقام اول فیلم های پرفروش قرار داشت.گرچه خیلی ها علت فروش فیلم را سر و صدای ایرانیان و اعتراض آنها میدانند ولی بعید میدانم که خیلی از بینندگان خارجی این فیلم اصلا بدانند این فیلم راجع به حمله به ایران است!

۳۰۰ پایان داستان هالیوود و ایران نبود. در بهار امسال فیلمی به اسم Transformers به اکران عمومی در آمد که از فیلم ۳۰۰ خیلی موفق تر بود.در این فیلم اسم خلیج ع ر ب ی به جای اسم خلیج فارس شنیده میشد.گرچه شاید اکثر بیننده ها ندانند که خلیج ع ر ب ی یا فارس کجای این دنیا هست! ولی باز هم روی نقطه حساسیت ایرانیان دست گذاشته شد.سفر از تاریخ جلعی ۳۰۰ تا آینده تخیلی هالیوود مطمئنا بی هدف دنبال نمی شود.
هفته پیش به دیدن فیلم محبوبم یعنی RUSH HOURS رفتم.این فیلم اکشن با هنرنمایی جکی حان میتواند حدود دو ساعت بیننده را بخنداند ولی...
در این فیلم در یک صحنه ٬ هنرپیشه سیاه پوست(اسمش یادم رفت!) از ریئس به خاطر خطای خود معذرت خواهی میکند و قول میدهد که آخرین باری باشد که مرتکب خطا میشود.
ـ رئیس در جواب او میگوید "تو همیشه همین را میگویی ولی هفته پیش هم ۶ نفر ایرانی را دستگیر کردی".
ـ پلیس سیاه پوست در جواب میگوید"خب آنها تروریست بودند".
ـ ریئس میگوید"آنها ایرانی بودند ولی محقق بودند".
سیاه پوست سعی میکند اشتباه خود را توجیح کند.
مردم آمریکا و خیلی از کشورها وقت ندارند در مورد ایران و مسائل آن مطالعه کنند.مطمئنا مرجع آنها هالیوود و شبکه های خبری هستند که به نظر زیاد قابل اطمینان نمی آیند.
* * * * *
همه ما میتوانیم یک نجات دهنده باشیم ولی باید حس نجات دادن را در گوشه ای از قلب خود احساس کنیم.
* * * * *
نظرسنجی در مورد موسیقی ۵۰ سال اخیر ایران.
* چند روزه موقع غذا خوردن٬قبل از اینکه لقمه ای را در دهانم بگذارم٬ به این فکر میکنم که برای همین لقمه کوچولو و ساده چه زحماتی کشیده شده است و چه مراحلی در چرخه طبیعت طی شده است که این لقمه الان آماده میشه که به دهان من برسه. با این فکر ٬ وقتی غذا را میخوری ٬ چند چیز را بهتر احساس میکنی.غذا برای من در این چند روز مزه بهتری پیدا کرده. پشت هر دانه برنج میتونی یک مزه عالی را احساس کنی. مزه عشق...
* لیگ فوتبال ایران از فردا شروع میشه.کی قهرمان میشه؟ استقلال ناصر حجازی یا پرسپولیس تازه به مدرنیته رسیده ؟ سپاهان حرفه ای یا استقلال اهواز با انگیزه؟ یا سایپای مدافع عنوان قهرمانی یا یک تیم پدیده؟
* فیلم ۱۴۰۸ : فیلم ترسناک را باید دید! یا به این دلیل که میخواهیم ترس را تجربه کنیم و یا به این دلیل که میخواهیم تا انتهای فیلم را ببینیم تا پایان ترس خود را ببینیم.داستان راجع به نویسنده ای است که قلمی ترسناک دارد و رمان های وحشتناک می نویسد. او نامه ای دریافت میکند که در آن ٬ نویسنده را از رفتن به اتاق ۱۴۰۸ واقع در طبقه سیزدهم یک هتل در نیویورک منع میکند. ولی کنجکاوی و پافشاری او در رفتن به اتاق٬در نهایت او را به هتل میکشاند.قبل از رفتن به اتاق٬ مدیر هتل مانع رفتن او به این اتاق می شود و عکس هایی از جنایت های اتفاق افتاده در این اتاق به او نشان میدهد ولی باز هم نمیتواند نویسنده را راضی کند.
در نهایت نویسنده در اتاق است و قبل از رفتن به اتاق مخاطب را با این جمله مورد هدف قرار میدهد که "هیچ خدایی در مقابله با ارواح خبیثه وجود ندارد! ".بیننده متوجه میشود که نویسنده عقاید مذهبی قوی ندارد ولی مطمئنا اتفاقات اتاق ۱۴۰۸ روی دیگر دنیا را به نویسنده نشان میدهد.دنیایی بین توهم و واقعیت و...
* در فکر ترجمه هستم! ترجمه یک کتاب عجیب از ادیانی که هیچ وقت مورد توجه مردم عامی دنیا قرار نگرفته اند. دارم تحقیق میکنم ببینم کسی قبل از من دست به ترجمه این کتاب زده یا نه؟ اصلا کتاب های ترجمه شده در مورد ادیان دیگر در ایران کافی هستند ؟ فکر کنم از ماه آینده شروع کنم و شما را هم در جریان کار قرار خواهم داد. در نظر دارم این کتاب را به همراه یک کتاب آمریکایی که خلاصه اکثر ادیان را توضیح داده با هم ادغام کنم. به نظر خودم ایده خوبیه. چون خیلی ها هستند که دوست دارند اطلاعات کلی در مورد ادیان دیگر داشته باشند ولی این امکان برایشان فراهم نیست مخصوصا هم سن و سالهای من. شما چی فکر میکنید؟
* نظرسنجی در مورد موسیقی
* این نوشته های پراکنده وبلاگ خودم و دیگران را دوست دارم.اصلا داستان زندگی همه آدمها قشنگه و میتونه یک فیلم پرفروش سینمایی باشه.من نمیدونم چه جوری باید احساسات امروز خودم رو توصیف کنم؟ واقعا خیلی سخته! از طرفی نمیخوام از کلمات ویژه وبلاگی مثل خسته ام ٬ دلم گذفته٬ بریده ام٬ تنها هستم و ...استفاده کنم و از طرفی هم میگم کلمات دیگری برای احساسات امروز آدم ها وجود نداره! من فکر میکنم برای خیلی از احساس های آدم ها ٬ هنوز کلماتی اختراع نشده اند!
* تو بزرگراه شیخ زاید ( قشنگترین و البته خطرناک ترین بزرگراه دوبی) در حال رانندگی هستم.یک حس عجیبی دارم.میتونم بگم حس اسیری یا حس زندانی بودن.احساس میکنم اسیر این گرمای بیرون و البته سرمای داخل ماشین شده ام.احساس میکنم اسیر آسمان خراش ها شده ام و احساس میکنم یک صدای عجیب را در خودم میشنوم.این صدا چیه ؟ حواسم از رانندگی پرت میشه و با بوق ماشین بغلی به خودم میام و آن صدا در نوای پیانوی آهنگ خولیو ٬ گم میشه و میره! شاید صدای یک طبیعت دور افتاده بود که از دور داشت داد میزد "امید! با طبیعت آشتی کن! " منتهی صدای فریاد او ٬ خیلی کوتاه و ضعیف به من میرسید ولی همان صدای ضعیف٬قلب منو لرزوند! شاید این آسمون خراش ها رو هم لرزوند ولی ما آدما اون لرزش رو نمی بینیم.هنوز نمیدانم چرا این حس در اون لحظه و چرا اینکه فکر میکنم یک صدای دور از طبیعت را شنیدم٬به ذهنم آمد.
* احساس میکنم دارم بیراهه میرم. نمره های عالی گرفتن در دانشگاه و چند روز کار کردن و پول در آوردن همه زندگی من نیست یعنی نباید باشد! کی میشه که به اون چیزهایی که عمیقا دوست دارم ٬ برسم؟اکثر کسانی که مو سفید کرده اند جواب میدهند "هیچ وقت " ! بقیه به موقعیت الان من حسودی میکنند(البته شاید کلمه حسودی درست نباشه) ولی من به موقعیت ایده آلی که میتوانم داشته باشم حسودی میکنم. انگار در سمت راست آینه ای قرار داده اند و من در آینه الان خود را نمی بینم بلکه زندگی ایده آلی را که میخواهم دارم می بینم. این کلمه "ایده آل " خیلی از انسان ها را بدبخت کرده است و شاید من دوست داشته باشم بدبختی را تجربه کنم ولی به ایده آلم برسم.
* این یک آرزوی روشنفکرانه نیست! این آروزی عمیق من هستش که حتی برای ۵ روز میتونه برام مفید باشه.دوست دارم در یک خانه دور افتاده باشم که نه خط تلفنی داشته باشه و نه ایترنتی در اونجا کار کنه! فقط کتاب بخونم! فقط برای ۵ روز! در وبلاگستان ٬ خیلی ها "اعتکاف" را مسخره کردند و نقد کردند.ولی من فکر میکنم به یک چیزی مثل اعتکاف احتیاج دارم!
* با این حال٬هنوز لبخند از صورت من محو نشده و هنوز به خیلی ها امید میدهم و آنها رو میخندونم و حتی شاید گره ای از مشکلات فردی را باز کنم ولی انجام همین کار ها برای شخص خودم خیلی سخته! بعضی وقت ها فکر میکنم شاید یک معجزه بتونه این دریای طوفانی مشکلات رو کمی آروم کنه.منتهی نمیدونم این معجزه میتونه قدرت فکر باشه ٬ یا چوب حضرت موسی باید این دریای مشکلات را بشکافه!
دلم برای یک جمع خانوادگی درست و حسابی و بدون استرس تنگ شده! شماها چه طور؟
* * * * *
نظرسنجی در مورد موسیقی ۵۰ سال اخیر ایران....نمیخوای نظر بدی؟
قبل از نظر دادن لطفا مطالب زیر را بخوانید...
* چند هفته قبل ٬ در این پست ٬ دوستان زیادی نظر دادند و ما الان در مرحله دوم نظرسنجی هستیم.برای اطلاعات بیشتر به آن لینک یه سری بزنید
* بعضی از دوستان به جای اسم آهنگ٬ قسمتی از شعر آهنگ را نوشته بودند که اسم بعضی از آنها را توانستم پیدا کنم ولی برای بقیه...
* میدونم نظرسنجیه سختیه و جای خیلی از آهنگ ها در این لیست خالیه و شاید خیلی از آهنگ ها هم شایسته قرار گرفتن در این لیست نیستند ولی این نظرسنجی ساده میتونه تجربه ای باشه برای آینده که شاید بخواهیم نظرسنجی وسیع تری انجام بدهیم.همانطور که میبینید در بین این ۱۰۰ آهنگ ٬ از هر نوع سبک خواننده و آهنگ میتوانید پیدا کنید.
* شما میتوانید بیشتر از یک انتخاب داشته باشید
* نظرسنجی تا آخر تابستون ادامه خواهد داشت
*اگه فکر میکنید این نظرسنجی جالبه٬ لطفا در وبلاگهایتان معرفی کنید.
*ممنون از وقتی که میذارید.
* * *