تبليغاتX
مسافري در كوير
مسافری در کویر
در تاریخ جهان٬ هر لحظه عظیم و تعیین کننده ٬ پیروزی نوعی عشق است
شنبه سوم تیر 1385
چرا از ايران خارج شدم؟
شهره نازنین در وبلاگش به یک مطلبی در وبلاگ افکار لینک داده بود.مطلب را خوندم و دیدم که خوبه حداقل برای خودم در مورد این مطلب بنویسم تا در مورد تصمیم هایی که در دو سال گذشته گرفتم و یا برام گرفته شده! بیشتر فکر کنم.

چرا از ایران خارج شدم؟

من تنها کسی بودم که در فامیل و دوست و آشنا آروزی زندگی در دیار غربت را نداشتم و مانند خیلی ها تا اسم آمریکا و کانادا و کشورهای خارجی را میشنیدم اشک در چشمام جمع نمیشد که ای کاش منم اونجا بودم و در L.A زندگي ميكردم! كشورم را خيلي دوست داشتم و هنوز هم دوست دارم.مشكل اصلي از آنجا شروع شد كه متوجه شدم يك سال ديگر بايد كنكور بدم.اصلا شاگرد تنبلي نبودم گرچه اصلا شاگرد ممتازي هم نبودم.شانس قبولي در بهترين دانشگاه هاي دولتي را نداشتم ولي مطمئنا از پس آزاد به راحتي بر مي اومدم و حتي سوم دبيرستان كنكور هم دادم و در يك دانشگاهي در شمال قبول شدم.متاسفانه از آنجايي فكر آمدن من به خارج شروع شد كه با دانشجويان شروع به صحبت و گفتگو كردم.شايد بگم فقط ۵ درصد از دانشجويان از دانشگاه هاي ايران راضي بودند و همه به نحوي شاكي بودند! مخصوصا از جو حاکم بر دانشگاه خیلی انتقاد میکردند.

 ادامه تحصيل انگيزه من براي آمدن به خارج از كشور شد و خدا را شكر در چند ماه اتفاقاتي افتاد كه خانواده من هم با من همراه شدند و به ديار غربت آمدند.

در نهايت اينكه فقط و فقط به انگيزه ادامه تحصيل از كشور خارج شدم مگرنه هيچ مشكل اجتماعي يا اقتصادي يا سياسي نداشتم! و حتی میتونم بگم که زندگی ایده آلی در ایران داشتم و مشکل خاصی در کشورم نداشتم.

چرا ميترسم برگردم؟

تنها چيزي كه ممكنه منو در قدم اول از بازگشت به ايران مردد كند اين است كه من مشكل سربازي دارم و واقعا دوست ندارم سربازي برم! البته تسهيلاتي را براي ايرانيان خارج از كشور در مورد خريدن و معافي سربازي گذاشتند ولي فعلا كه شامل حال بنده نشده است.

مطلب ديگر اين است كه دو سال پيش كه ميتونستم بدون مشكل به ايران سفر كنم به ايران سفر كردم.حدودا شش ماهي ميشد كه در خارج از ايران مقيم بودم.راستش كمي از برخورد مردم ترسيدم!اين همان مردم بودند و شايد من كمي فرق كرده بودم.كمي معني احترام به ديگران در داخل ايران بي معنا است و واقعا از برخورد مردم نسبت به خودشون ناراحت ميشدم و واقعا دلم گرفت و شايد خنده دار باشه براتون كه بگم در كشور خودم احساس غربت كردم! دنیا ما ایرانی ها را حتی با این همه تبلیغات منفی جور دیگر میپندارد ولی برخود ما با خودمون خیلی ضعیف است و این برای من درد آور بود.

ترس من از دولت و شرايط بد امنيتي و...در ايران نيست و به استقبال شرایط سخت هم میروم.اگر یادتون باشه در چندین پست پیش گفتم که آمادگی این را دارم که در هرجایی در دنیا زندگی کنم و کلا روحیه من در این دوساله گذشته یه روحیه متفاوتی شده است! به قول معروف درویش مسلک تر شدم! به خاطر همین شرایط  روحی زندگی در کشورم برای من سخت نیست و ترسی هم بابت آن ندارم و خدا را شکر خواهم کرد که دوباره فرصت زندگی در ایران به من داده شده است.ولی میترسم از اینکه برخورد مردم ما با خودشون کمی من را افسرده کند!

البته مطمئنا اگر كسي به اين مردم بابت اين رفتارهايشان حق ندهد بايد ديوانه باشد!چون همه ميدانيم كه چقدر مردم تحت فشارهاي اقتصادي اجتماعي و سياسي هستند و انتظاری با این شرایط نیست.

چرا به برگشتن فكر ميكنم؟

من از سنين خيلي پايين عاشق ايران و تاريخ و فرهنگ ايران شدم.مطمئن هستم روزي به ايران برمگيردم ولي روزي برميگردم كه مطمئن باشم ميتونم يك كار مثبتي براي كشورم انجام دهم.اميدوارم تجربه هايي كه در اين دوساله و احتمالا در سالهاي آينده به دست مياورم به هرز نرود و بتونم حداقل آنها را به روي كاغذ بياورم.همه ايراني هاي خارج از كشور تجربه هاي با ارزشي به دست آوردند كه بايد روزي مورد استفاده قرار بگيرد يعني اميدوارم مورد استفاده قرار بگيرد!

در نهايت بايد بگم كه آينده را خيلي براي كشورم روشن ميبينم.من از الان يك رنسانس ايراني را حس ميكنم و ميبينم و مطمئن هستم كه ما بالاخره شاهد پيشرفت كشورمان خواهيم بود.هر سال و هر ماه و هر روز آرزوي آزادي و صلح را براي كشورمون ميكنيم ولي...بايد با ايمان بيشتري اين آرزو را بكنيم و من اين ايمان را به صورت عجیبی در خود دارم!و در ضمن یک قدم کوچک هم که شده برای کشورمون برداریم.قدم ما برای کشورمون تا این لحظه چه بوده است؟ قدم من برای کشورم چه بوده است؟

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin